تبليغاتX
شخصی های دکتر
 

دوباره اومدم که آپ کنـــــــم ...چه خبر....؟

 

 

 

اي در سر تو پيدا،افکار پادشاهي

بعد از دو دوره کشور،يک سر بود سياهي

هرکس که هرچه گويد،از روي عشق اين خاک

ياسين بود به گوش و کارَت همان که خواهي

گر زنده ام من اکنون،دراين بساط درهم

جانم شبيه سنگ است،از حکمت الــهـــــي

گوئي که جنس ارزان،من کرده ام فراوان

آياخريده اي تو،هرگز ز مرغ و ماهي

يکبار گفته ام من،در ابتداي حرفم

انگـــار در سر توست،افکــار پادشاهي

چشــمــَـــم اگرچه گرد است،داني عجب نباشد

گر کودتا نمائي،با ارتش و سپاهي

يک دوره اي نمودي،در دفترت اقامت

آيا نتيجه اشبود،چيزي به جز تباهي

آيا حذر نمائي،يک ذره از خداوند

داني که مال و قدرت،باد است سمت ِ کاهي

انکار مي نمائي،هر ادعـــاي من را

صدها گل شکسته،حرف مــــرا گواهي

باور نمي کنم من،کاپشن قشنگ سابق

سي ساعت از شب و روز،فـــرياد بي گنـــاهي

چون «غــــُــــر»به حق زدم من،از روي عشق ايران

هرگـــز به لب ندارم،پيغام عذرخواهي

 

 

قول مي دم بازم زود بيام....

 

 

سسسسلللللللاااااااامممممممم....!!!!!!!!!!!!!!

|+| نوشته شده توسط وحید در دوشنبه سیزدهم مهر 1388  |
 

گفتم که قول مي دم مثل قبلنا زود زود آپ کنم:

 

 

خوشا اينجا و وضع بي مثالش

بگويم قـصـّــه اي از وضع و حالش

بـنـــامندش سراي علم و دانش

وليکن آرزويم شد زوالش

به توليد و رواج علم و دانش

به صد الله اکبر انـفـعالش

تو داني درب اصلي سمت پائين

بنامندش در سوي شمالــش

ميان سلــف و عابــر بانک ِ اينجا

مرتب مي دوم من تا وصالش

ز استاد و مدرّس هرچه گويم

نمادي از تعجب از کمالـــش

غذاي سلــف ِ ما از بس که خوب است

بخــور تا تــَـه که بنمائي حلالش

چه گويم وضـع ِ آب ِ پـــُـــر ز گـــِــل را

که لوله قهوه اي شد از زلالش

« غــــُــــر»م گر مي زنم تا بهتر آيد

که زيبا تر شود،اندر خـــيالش

 

 

ممنونم که با وجود غيبت حدود دو ماهه ي من بازم لطفتونو ازم دريغ نمي کنيد....

 

قول مي دم زود بيام....

 

سسسسسسسسسللللللللللااااااااااااااااممممممممم...............!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!

|+| نوشته شده توسط وحید در شنبه یازدهم مهر 1388  |
 

دوباره اومدم....اينم خدمت رفقا...:

 

سخت اين خاک وطن،گويم و آسان نشود

خلق ِ پردوز و کــلک هيچ مسلمان نشود

اين همه نسل ز ما سوخت به آواز تفــنگ

تو چگونه خواهي اين خاک به حـــِــرمان نشود

اين همه گند زد اين شخص به اين خاک نجيب

اين چه ســّّـــري است که او زار و پشيمان نشود

از بـــَــر ِ ذره ي خاک وطنم  زَر رويـــَـد

تو ولي بيــني که اين خاک چو مرجان نشود

ســـَــر ِ اين کار به دولت بوَد و از آن رو

با همه زَر وطـــنم مــُـــلک سليمان نشود

اين همه دوز و کلک از پس آن صندوقــها

تو چگونه خواهي اين وضع پريشان نشود

اين همه حرف زدم،سود ندارد چون که

اين خــَـــرَک از پس ياسين که انسان نشود

تا که اين شخص بوَد ساکن کوي پاستور

نام اين مــُـــلک به به عالم که درخشان نشود

حرف خود مي زنم و گوش چو از پنبه پـــُـــر است

بله،با اين «غـــُــر» من وضع به سامان نشود

 

 

مي خاستم سياسي نشه ها...ولي آخرش که نيگا کردم ديدم....من از همنوعان عبرت نمي گيرم...

 

 

 

سسسسسسلللللللللااااااامممممم.....!!!!!!!!!!!

 

 

|+| نوشته شده توسط وحید در یکشنبه پنجم مهر 1388  |
 

من که گفتم مي يام مي آپم فردا...امروز اولين روز از سه روز تعطيلات تابستونيمه و منتظرم تا شنبه بريم کلاس ببيـــنيم چي پيش مي ياد...البته از قبل کاملاً معلومه چي پيش مي ياد...چـــُـــرت ...!!!

 

 

خوب شما چه خبر...راستش نمي تونم به کامنت هاي دو تا پست قبلي حضوري جواب بدم....ايشالا که مي بخشين...يه چيزه بانمک....بچه ها تو کلاس شايع کردن من زن گرفتم...شنبه احتمالاً غوغايي به پاست...

 

 

بر مي گردم....مي قولم زود زود...

 

 

سسسسسسللللللللللاااااااااااااااامممممممممم......!!!!!!!!!!!!!

|+| نوشته شده توسط وحید در چهارشنبه یکم مهر 1388  |
 

سسسسسللللاااممممم .........سللاااامممممم..........سسسسسللللللااااااااامممممم.......همين اول ...چون خيلي وقت بود دستم بند شده بود به امتحان علوم پايه....بعدشم چون مي خوام راستشو بگم....مي ترسيدم بيام...آخه دادن جواب اين همه لطف خيلي کار سختيه....(ديال آپم و تو خونه و تنبلي و ...)....حالا اومدم بگم اولاً اين دوتا آپ پائيني کار خانوميمه....ثانيا ً معذرت که يه مدت نبودم....ثالثا ً ببخشيد که نمي تونم پاسخ اينهمه لطف رو بدم...

 

 

 

با يه آپ بدرد بخور فردا ميام خدمتتون....

 

سلاااااااااااااامممممممم.......!!!!!!!!!!!!!

|+| نوشته شده توسط وحید در سه شنبه سی و یکم شهریور 1388  |
 آرزویم این است...
آرزویم این است ...

نتراود اشکی در چشم تو هرگز مگر از شوق زیاد ...

و به اندازه ی هر روز تو عاشق باشی

عاشق آن که تو را میخواهد

و به لبخند تو از خویش رها می گردد

و تو را دوست بدارد به همان اندازه

که دلت می خواهد

آرزویم این است...

نازنینم ...

نازنینم...

چه دعایی کنمت بهتر از این ...

گریه ات از سر شوق

خنده ات از ته دل

نبود هیچ غروبت غمناک

 

دوستت دارم عزیزم

 

راستی ...

من ساجده ام

 

|+| نوشته شده توسط وحید در چهارشنبه بیست و یکم مرداد 1388  |
 آرزوهای کافی !!!!!!!!!!

آرزوی خورشید کافی برای تو می کنم تا افکارت را

 روشن نگه دارد بدون توجه به اینکه روز چقدر تیره

 است .

آرزوی باران کافی برای تو می کنم که زیبایی بیشتری

 به روز آفتابیت بدهد .

آرزوی شادی کافی برای تو می کنم که روحت را زنده

 و ابدی نگه دارد.

آرزوی رنج کافی برای تومی کـنم  که کوچـکتـرین

خوشی ها به بزرگترین ها تبدیل شوند .

آرزوی بدست آوردن کافی برای تو می کنم که با هر

چه می خواهی راضی باشی .

آرزوی از دست دادن کافی برای تو می کـنم تا به

خاطر آن چه داری شکر گزار باشی .

 آرزوی سلام های کافی برای تو می کنم که بتوانی

خدا حافظی آخرین راحت تری داشته باشی .

 

 

پ.ن : سلااااااااااااااااااااااااااااااااام به همه ی شما دوستای خوب

راستی ...

من یادم رفت که خودمو معرفی کنم

بعضی هاتون منو میشناسین ولی واسه اونایی می گم که منو نمیشناسن

من ساجده ام

                                               

کسی که حاضره به خاطر یه لبخند عزیزش تا پای جون بره

                                                

امید وارم که تا ته گرفته باشین

البته باید بگم آرزوهایی که واسه عزیزم دارم خیلی زیاده ولی

چه کنیم که جا کمه و حرف بسیار

 

تازشم  منم راضی نیستم که کسی اینو کپی کنه هاااااااااااااااااااا

 

راستی بهتون توصیه می کنم به این جا هم یه سر بزنین

http://sajedeh-vahid.blogfa.com/

اگه بازم سوالی دارید در خدمتم

فهلا بای بای

 

|+| نوشته شده توسط وحید در چهارشنبه بیست و چهارم تیر 1388  |
 

سلام ....سلام....سلام.....

 

اينم استارت حرکت بنده بعد از انتخاب انتصاب دوباره ي محمود:

 

لعنت به تو ترافيک،عمرم به باد کردي

آه نهاد من را،آخر تو داد کردي

لعنت به اين تمدّن،اين وضع اجتماعي

گير سه پيچ آقا،بر حق ّ و اشتباهي

لعنت به تو سياست،نصب ِ رئيس  ِ جمهور

آن قدر حقــّـــه تابلو،حافظ شنيده در گور

لعنت به تو گلابي،وضعت چرا چنــيــنــي است؟

در کارزار حقــّـــه،گوجه و سيب زميني است

لعنت به تو گراني،جيبيم بگـــشته خالي

گرچه رخ  ِ نمودار،گويد که وضع  ِ عالي

لعنت به تو تورّم،وضعم چرا چنين است؟

نقاشي نمودار،هرچه بـــوَد همين است

لعنت به وضع مسکن،هرچند مسکن مهر

گويند گشته ارزان،چون حقــــّـــه اي به صد سحر

لعنت به وضع بورس و لعنت به هرچه نيرنگ

تکرار يک دروغي،چون تق تق ِ شباهنگ

لعنت به « غـــُـــر» زدنها،لعنت به مردم آزار

آمد حراست اينجا،رفتم خدا نگه دار

 

 

 

اينکه قانون کپي رايت توي اين وب هميشه اجرا مي شه....

 

اينکه دوستتون دارم....

 

اينکه منتظر نظراتتونم ......

 

و اينکه مي گم:

 

سسسسللللللللااااااااااااااااممم.........!!!!!!!!!!!!

 

معلومه.....!

|+| نوشته شده توسط وحید در جمعه نوزدهم تیر 1388  |
 

چندتا تا حرف دارم...اول همش مي ترسيدم نکنه احمدي ن‍‍ژاد راي نياره...اون موقع براي مسخره کردن

بايد دنبال يه نفر ديگه بگرديم که هي گند بزنه....خداروشکر اين مشکل پيش نيومد!!

 

دوم اينم واسه آپ کردن بعد از مدت به نسبت زياد:

 

بختم خوش و جيبم پرو پولم سر کامست

با پول بدان مُــرده مرا نيز غلامست

گرچه که ندارم اثري از سرو اقوام

با پول مرا،حاکم شهر قوم ِ تمامست

در ليگ که برتر چه رسم من چو به سکـــّــو

با پول و تباني همه ام دست به جامست

آن بوي خوشي که شنوم من به سر بانک

بوي خوش پوليست که اندر به مشامست

من را تو نگو خشک چرا نان بخوري باز

بر شخص  ِ بخيل خشک به نان سخت به کامست

من را تو چه پرسي که چرا سر به تلاشي

اين دل طلبد پول که اندر به مقامست

لسمم چه بپرسي که مرا نام مهم نيست

جاي سجلم،دسته چکم جاي،به نام است

هرچه که دلت داغ بود بر سر من ريز

من را که مهم نيست که چه حرفي به کلامست

هرچند به ظاهر به بدي شهره ي شهرم

غير مسلک من که در اين شهر کدامست

بيکارم و من پول ندانم ز کجا بود

ليکن تو نزن « غر » که چنين پول حرامست

 

 

سوم اينکه علت آپ نکردنم دو چيز بود:اول امتحانا و دوم تو آفسايد بودن کامپيوترم

 

 

چهارم اينکه يه نفر به من بگه چرا شمردن راي هاي مجلس خبرگان با اون حجم کم دو روز طول کشيد با اينکه در شرايط مساوي از نظر شمارنده ها براي هر صندوق شمردن راي هاي رياست جمهوري اينقدر زود تموم شد؟؟!!!!

 

 

پنجم اينکه محمود جون چه جور مي دونست حتماً اين دوره هم راي مي ياره که تو اوّلين

مصاحبه گفت:«من تو دوره ي قبل زير ساختها رو آماده کردم که تو اين دوره برداشت کنم»؟؟؟!!!!

 

ششم اينکه شعر رو مثل گذشته دوست ندارم کپي شه

 

هفتم اينکه سعي مي کنم اينبار ديگه زود بيام

 

هشتم اينکه از نظراتتون ممنونم

 

نهم اينکه من تو توضيحات وبلاگ نوشتم چرا آخرش سلام مي کنم...(واسه اون عزيزي که پرسيده بود عرض کردم)

 

دهم اينکه:

 

سسسسلللللللااااااااااامممممم............!!!!!!!!!!!!!!!

 

 

 

 

|+| نوشته شده توسط وحید در دوشنبه پانزدهم تیر 1388  |
 
حقیقتش الآن از توی سایت دانشکده هیچ چیز خاصی یادم نمی یاد که بخوام آپ کنم ...ولی نه....یادم اومد...

اول اینکه من کامپیوترم main و CPU سوزوندم و واسه همین کم می یام نت...

دوم اینکه از همینجا موضع گیری شخصیمو در انتخابات اعلام می کنم

 

ایران ما قلقلیه    

جای یکی توش خالیه

امید ما هوا رفت   

نمی دونیم کجا رفت

ما که ایذانو داشتیم  

با رنگ سبز نوشتیم

خدا بمون عیدی می ده   

ایرانو آبادی می ده

 

این مورد با ذکر منبع کپی کردنش مجازه....

دوستتون دارم....!!!!!!!!!

 

سسسسسسلللللللللااااااااااااااامممممم.............!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!

 

 

 

 

|+| نوشته شده توسط وحید در سه شنبه دوازدهم خرداد 1388  |
 
 
بالا